وب سایت مهدی جمشیدی

حقوق
وب سایت مهدی جمشیدی

در این گذرگاه ثانیه ها، چشمانم برای شوق دیدارت، روشنایی ها را به حافظه می سپارد.

+ مشاوره حقوقی +


.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

ب
مهدی جمشیدی
تبلیغات
طراحی سایت

واکاوی سه نظریه ‏ی هویت ملی ایرانیان

سه شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۰، ۰۷:۲۸ ب.ظ
بحث درباره‏ی «هویت ملی ایرانیان» به یکی از بحث‏های دانشگاهی و رسانه‏ای تبدیل شده، برخی برآن هستند، هویت ملی ایرانیان برخاسته از رسوم و فرهنگ ایرانی است، نظر دیگر هویت ملی ایرانیان را یک هویت «دو پاره» که مرکب از «فرهنگ اسلامی» و «فرهنگ ایرانی» است می‏داند، نظر سوم مقّوم و معّرف هویت ملی ایرانیان معاصر را، «اسلام» می‏داند.

بحث درباره‏ی «هویت ملی ایرانیان» در دهه‏ی اخیر به یکی از بحث‏های دانشگاهی و رسانه‏ای متداول تبدیل شده است. مسأله اصلی که همواره مورد مناقشه و جدال واقع شده این است که «معّرف» و «مقّوم» هویت ملی ایرانیان چیست؟! هویت ملی ایرانیان از چه اجزاء و عناصری تشکیل شده است؟ به عبارت دیگر، ایرانیان را می‏باید به چه مقوله یا مقولاتی شناخت؟
 
در پاسخ به این پرسش، چند نظر مطرح شده است:
 
- برخی برآن هستند هویت ملی ایرانیان برخاسته از رسوم و فرهنگ ایرانی است که در ایران پیش از اسلام ریشه دارد. ایران دارای یک پیشینه‏ی تاریخی و فرهنگی بسیار کهن است که مستقل از اسلام، ادیان و فرهنگ بیگانه است. این پیشینه‏ی تاریخی و فرهنگی مشترک می‏تواند سازنده هویت ملی ایرانیان باشد.
 
-  نظر دیگر- که البته شایع‏تر است- این است که هویت ملی ایرانیان یک هویت «دو پاره» است که مرکب از «فرهنگ اسلامی» و «فرهنگ ایرانی» است. ایرانیان بخش‏هایی از هویت خود را از اسلام برگرفته‏اند و بخش‏هایی را از فرهنگ ایران. هویت ایرانیان، محصول هم‏نشینی یا ترکیبی از هر دو است. در حالت همنشینی، این دو فرهنگ در عرض یکدیگر قرار دارند و یک مجموعه موزائیکی را ساخته‏اند. اما در حالت ترکیب، این دو با یکدیگر ممزوج و متحد شده‏اند و مقوله‏ای جدید با عنوان «اسلام ایرانی» را پدید آورده‏اند.
 
- نظر سوم این است که مقّوم و معّرف هویت ملی ایرانیان معاصر، «اسلام» است و هیچ چیز دیگر در عرض و در کنار آن، تعیین‏کننده و سازنده نیست. ایرانیان تنها به بخش‏ها و پاره‏هایی از «فرهنگ ایران پیش از اسلام» وفادار مانده‏اند که مورد تأیید «اسلام» بوده یا دست کنم تعارض و تضادی با آن نداشته است. به عنوان مثال، آیا می‏توان پذیرفت که چنان‏چه «جشن عید نوروز» مورد تأیید «اسلام» قرار نمی‏گرفت، بازهم با اقبال ایرانیان روبرو می‏شد؟! روشن است که پاسخ منفی است. ایرانیان در طول تاریخ نشان داده‏اند که آنچه برای آن‏ها اصالت دارد و معیار و ملاک گزینش قلمداد می‏شود، اسلام و آموزه‏ها و ارزش‏های آن است و استفاده از تجربه‏های فرهنگی خود یا دیگران را در چارچوب آن می‏پذیرند.
 
مخاطب محترم توجه دارد که این بحث یک بحث فراگیر و دامنه‏دار است و پرداختن به آن و پاسخ‏دهی منطقی به آن، مستلزم مجال مفصلی است. در اینجا نگارنده تنها سعی می‏کند از طریق طرح یک پرسش و تأمل درباره‏ی آن، مخاطب را به این سوی این نتیجه سوق دهد که کدام یک از سه نظر یاد شده، صحیح و روا هستند.
 
پرسش یاد شده این است که ایرانیان در طول سده‏های اخیر، با کدام بخش از «سرمایه فرهنگی» خود به جنگ مهاجمان خارجی یا ستیز با ظالمان داخلی رفته است؟! پاسخ این پرسش، گره از معمای ما می‏گشاید؛ زیرا تنها آن بخشی از فرهنگ که فعال و مولد و زنده است می‏تواند در مقام حماسه‏سازی و مبارزه به کار آید و منشأ اثر شود و بخش‏های مرده و ضعیف و به تاریخ سپرده شده فرهنگ، دیگر قادر به تولید انگیزه و روحیه مقاومت و پایداری نیستند.
 
با این فرض، به سراغ چند واقعه‏ی کلیدی می‏رویم: انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و دفاع مقدس در طول سال‏های 1358-68. در این دو واقعه‏ی مهم و تاریخ‏ساز، کدام یک از بخش‏های فرهنگی ایرانیان به عرصه آمدند و کارساز شدند؟ روشنفکران و علما و مردم، به کدام یک از بخش‏های فرهنگی تکیه کردند و در پی تبلیغ و انتشار آن برآمدند؟! آیا رسوم ایرانی و چهره‏های اسطوره‏ای این فرهنگ از قبیل کوروش، داریوش، رستم، سیاوش، آرش و ...، در توده‏های مردم تولید حماسه و نشاط اجتماعی کردند یا ارزش‏های اسلامی و چهره‏های آسمانی و حقیقی آن همچون پیامبر اکرم(ص)، امام مهدی(عج) و ...؟!
 
برای پاسخ دادن به این پرسش کافی است به شعارهای سرداده شده از سوی توده‏های مردم ایران در سراسر کشور در طول سال‏های 1342-57 که نهضت اسلامی به طول انجامید بنگرند و تا تأمل کنید که در دفاع مقدس، عملیات‏های نظامی چه نام‏هایی داشت، چه ادعیه‏ها و مناجات‏هایی قرائت می‏شد، در وصیت‏نامه‏ها به چه مضامین اشاره می‏شد، چه پیشانی‏بندها و پرچم‏های در میان بود، چه سرودها و نوحه‏هایی خوانده می‏شد و ... . تردیدی وجود ندارد که هیج عنصری از فرهنگ ایران پیش از اسلام و آداب و رسوم و ارزش‏های آن در هیچ یک از این دو واقعه، حضور و مدخلیت نداشته است. سؤال این است که اگر ایران پیش از اسلام و ارزش‏ها و منادهای آن در هویت ملی ایرانیان معاصر وجود و تأثیر دارد، چرا اثری و خبری از آنها در وقایعی سرنوشت‏سازی از این دست در میان نیست؟!
 
واقعیت غیرقابل انکار این است که توده‏های مسلمان و مؤمن مردم ایران، تنها و تنها با تکیه بر فرهنگ و ارزش‏های اسلامی در مقالب رژیم طاغوت ایستادند و انقلاب اسلامی را به پیروزی رساندند. رهبر آنها، یک «مرجع تقلید» وطبقه پیشرو و هدایتگر آنها، «روحانیت شیعه» بود. در جنگ تحمیلی نیز همین فرآیند تکرار شد. بنابراین، جوهره اصلی هویت ملی ایرانیان، «اسلام» است نه نژاد، زبان و تاریخ و رسوم و مقولات دیگری از این قبیل.


 
مهدی جمشیدی